الشيخ محمد الصادقي الطهراني
239
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)
تاكنون بشر ميشناخته همان هفت سيارهء معروف بوده است ، و اين دو نوظهور به علت اينكه از چشمهاى عادى و غير مجهز و از نظر مردم حجاب كرده ، و با وسائل عادى خود را نشان نميدادهاند ، نه خود آنها به حساب زمينها آمده : « وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » و نه فضاهاى محيط بر آنها به حساب آسمانهاى هفتگانه است ، و الا هم زمين نه عدد معرفى ميشد و هم طبقات آسمان . اما صريحا بايد گفت : نه اين و نه آن . نه افراط طنطاوى در تعداد زمينها و آسمانها كه از هفت عدد بسيصد ميليون پرواز كرده ، و نه تفريط علامهء شهرستانى كه هفت زمين و هفت آسمانرا در انحصار سيارات هفتگانه و فضاهاى محيط بر آنها دانسته است . بلكه چنان كه از پيش نيز دانستيم - و در بحث آينده نيز خواهيم ديد - تمامى آسمانها و زمينهاى ايندو بزرگوار - تنها در يكى از آسمانهاى هفتگانه قرآن جاى دارند : « و زينا السماء الدنيا بمصابيح » تازه در اين آسمان هم كه نخستين آسمان محيط بر مسكن ما است ، زمينها و آسمانهاى شهرستانى به چيزى محسوب نميشوند ، بلكه قطراتى چند و ذراتى ناچيز از اقيانوس بيكران كيهان و ميليونها كهكشانهاى آسمانى ميباشند . عذرخواهى شهرستانى از دو سيارهء نوظهور نيز هرگز پذيرفته نيست ، زيرا قرآن در بيان حقايق تنها مراعات واقعيتها را مىكند ، نه آنكه حدودى از واقعيت را كه بشر مىشناسد و احساس مىكند - بخصوص در زمينه گزارش چهرههاى گوناگون آفرينش - با توجه باينكه آگاهى بشر در اين پيرامون بسيار ناچيز است : ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ بشر از رموز آفرينش خود چندان آگاهى ندارد . . تا چه رسد بماوراء خود و جهان خارج از خود . در چنان زمينهء مبهم و مرموز ، قرآن مقدس تا اندازهء ممكن پرده از چهرهء زيباى آفرينش برداشته ، و خود را محدود بحدود روزنههاى ناچيز علم بشر نميكند .